محمد رضا واليزاده معجزى

216

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

ترخيص كدخدايان بعد از كشته شدن خوانين ، فراشباشى موضوع كدخدايان بىگناه را به عرض ظل السلطان رسانيد و گفت : « اينها جزو رؤسا طوايف و ايلات نبوده و مطيع خوانين مىباشند و از خود اختيارى ندارند و منتها ديروز مأمورين آنها را جزء خوانين دستگير و به زندان آورده بودند . » ظل السلطان اجازه داد آنها را مرخص ساختند . وقتى كه مير تيمور خان تنها ماند و خاطره تلخ كشته شدن ياران ، على الخصوص اسد خان سرهنگ را - كه فوق العاده با او دوست و يگانه بود - به ياد آورد ، درد از دماغش درآمد و بىنهايت غمگين و افسرده‌خاطر شد و سرشك از ديدگان بباريد و هاىهاى بگريست و از آنجايى كه به قول شاعر گريه بر هر درد بىدرمان دواست ، بعد از قدرى گريه اعصابش تا حدى تسكين يافت و آرام شد و با خود فكر كرد كه دنيا دار فناست و همه قافلهء پس و پيشند و او هم دير يا زود به ياران رفته ملحق خواهد شد و با اين نوع تفكرات خود را تسكين داد . به دستور ظل السلطان لاشه خوانين را در معرض تماشا گذاشتند موقعى كه ظل السلطان از خواب برخاست ، فراشباشى خاتمه كار خوانين را به او گزارش داد و طبق معمول راجع به لاشه مقتولين كسب تكليف كرد . ظل السلطان كه از اين قصابى منظورى جز ارعاب لرستانيان نداشت ، دستور داد لاشه خوانين را از گلستان ارم به ميدان اول پشت بازار كه مسجد توتونچى در شمال آن قرار دارد ، [ برده ، ] در معرض تماشاى مردم گذاشتند و تا 48 ساعت نگذاشت آنها را دفن سازند . بعد از 48 ساعت برحسب تقاضاى آقا سيد محمد صادق امام جمعه اجازه دفن لاشه‌ها را داد و به خاك سپرده شدند . [ 8 ] مير تيمور خان با خوانين و متنفذين سلسله و دلفان در زندان ماندند تا شاهزاده آنها را به اتفاق خود به اصفهان برد . زندانيان بىگناه مرخص ، ميرزا محسن خان و حسينقلى خان مورد تفقد واقع شدند . بعد از كشته شدن اسد خان بيرانوند و سردار خان و خان جان خان و ساير خوانين ، ظل السلطان مهر على خان پسر اسد خان را مرخص و خوانين خدمتگذار را كه حاج عالى خان در رأس آنها بود ، به حضور خواست و براى آنها نطقى ايراد كرد و گفت : « شما آزاد هستيد كه دنبال